سخته باور کن نه میتونم ازت بگذرم نه میتونم باهات بمونم اما تحمل میکنم...
خدایا بهم صبر بده تا بتونم این همه تلخی و تحمل کنم.
خدایا کمکم کن من طاقت ندارم من نباید جا بزنم من نباید...
چقدر این لحظه ها سخته پر از نگرانی و دلواپسی از همه چی میترسم نفسام خیلی خیلی سخت بالا میان حالا چیکار کنم؟
واقعا عشق اینقدر درد داره واقعا قلب من تحمل این همه درد و داره؟
بزرگترین و بدترین و وحشتناکترین واقعیت زندگی من گذشته ی تو هست خیلی تلخه خیلی تلخ...
دور از باور منه خدایا کاری کن باهاش کنار بیام!
به راستی که تو اصلا اون ادمی که من فکر میکردم نیستی تو با اون امیر من فرسنگ ها فاصله داری از دو دنیای متفاوت هستید...
پس دلیل هنوز جنگیدن من برای تو چی هست؟تو که اون ادم نیستی پس چرا من باز برات بیقرارم؟
اما دیگه دیره واقعا من اون روزا که در حسرت بودنت بودم فکر میکردم که یه روز به اینجا برسم!
چرا من فکر کردم اینقدر گنجایش دارم و میتونم هر دردی و نسبت بهت تحمل کنم چرا ؟
پس حداقل درک کن و بفهم که چقدر برات ارزش قائلم که از همه ی ارزش های خودم گذشتم و فقط تو رو دیدم و تحمل کردم و رو تلخ ترین واقعیت زندگیم که گذشته تو چشمام و بستم.
خدایا کمک کن خیلی کمکم کن.